نبی حضورش برکتی
در آسمان و زمین بود
وقتی شهیدش کردند
علاوه بر برکتش که رفت
به پاره ی تنش کوثر قرآن
برادر و وصی اش علی (ع)
که برکات دیگر معبود برای بشر بودند
به خاطر مال و مقام و... جسارت ها شد
(سقیفه،در،سیلی ،دستان بسته ،غصب فدک و...)
لاله هایشان حسنین (ع) زینب (س)و ام کلثوم(س)
می دیدند غربت و مظلومیت والدینشان را که مقربان خدا بودند
و از درون چون شمع ذوب می شدند به ویژه وقتی مادرشان کبود و شکسته
در بستر افتاد و محسنش بی رحمانه سقط گردید (شبانه دفن،قبر مخفی،تنهایی مولا و
لرزش زانوان حیدر ، گریه های یتیمان ،دیدن خانه ی سوخته،میخ در و... برای اهل آسمان و زمین غم گذاشت و...)
(بعد از نبی مدینه بوی غربت گرفت بعد از این بانوی بهشتی، غربت مولاعلی(ع) و آلش نیز بیشتر شد و... )
مخاطب:
نازنین جان! گاهی قلم ها می نویسد اینها را (در قالب توصیف ،تشبیه به پرستو ،گل،آسمان، زمین،یخبندان، سردی زمستان ونسیم)
عزیزم ! تنهایی یوسف زهرا (ع)، خستگی و غمگینی اش از غفلت ما و متاسفانه تفسیر به رای کردن بعضی از زبان این عزیزی است که حاضر و ناظره برای حفظ مال و مقامشان و... امیدواریم جوابت را گرفته باشی...
سلام استاد
این خاطره رو از عموم شنیدم
میگفت: توی یکی از مناطق بودیم و دشمن حسابی خمپاره میریخت روی منطقه؛ به شکلی که وجب به وجب زمین رو خمپاره میزدن. بعضی از خمپاره ها مثل توپ120 مستقیم میاد و به هدف میخوره.
میگفت که ما توان حرکت و تکون خوردن نداشتیم و کاملا زمین گیر بودیم و اونجا بود که صحنه کربلا رو به عینه میدیدم و در ذهنم تداعی می شد؛ بچه هایی که سر و دست و پا نداشتن.
میگفت: دیدم جوونی داره توی این آشوب بمباران میدوه و ناگهان خمپاره ای اومد و تنها سرش رو از بدنش جدا کرد و این بدن بی سر 10 متر با 20 متر و یا بیشتر داره همچنان میدوه . . .
سخن به اینجا که رسید، حسابی روی من تأثیر گذاشت و به خودم اومدم؛ که اگر اونجا بودم چقدر توان موندن داشتم.
دعا کنید ما هم بر ترسمون غلبه کنیم و بتونیم سرباز امام زمان باشیم.